سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

83

قواعد السلاطين ( فارسى )

جناب ايزدى به سخاوت سخى نظر افكنده ، او را به ظلّ مغفرت خود درآورد و به فسوق ، او را مؤاخذه نفرمايد . در خبر است كه : چون شخصى به معرض بذل و احسان درآيد ، ده شيطان به صدد منع و ندامتش درآمده ، مانع گردند و يك فرشته به معرض اعانت و ياريش درآمده ، هدايت مىنمايد . پس چون عطيّه به ظهور رسد ، جواب ده شيطان داده و كلام فرشته را به سمع اطاعت ، استماع نموده باشد . بدان كه جود را فضايل بسيار بود . از آن جمله ، يكى آن‌كه دلهاى خلق ، بالطّبع ، محبّ جوانمردان گشته ميل به او به هم رسانند ، هرچند از احسانش بهره‌مند نباشند . چون در مشرق استماع افتد كه در مغرب جوانمردى است به وصف كرم آراسته ، از ممرّ ناطقه ثناگويش باشند ، و قلوب خلايق ، مصروف به محبّتش سازند ، و به معرض ثنا و مدحش درآيند . چون حدايق ذكر حاتم طائى ، كه در سنوات سابقه و قرون ماضيه بود و به صدمات دنياى دنى پژمرده شد ، نسيم صبا هرلحظه صيت منقبت او را تازه ساخته ، و درخت عمرش اگر به سطوات اجل افتاده گشت ، رياض ذكر او هرروز پر بوتر و ذكر انعامش چون نسيم شمال در اطراف ساير است ؛ اگرچه به شيوهء كفريّه اتّصاف داشت ، تا حال ، ذكرش به رياحين آفرين آراسته است و چمن نيكناميش به پيرايهء تحسين پيراسته . بيت نماند حاتم طائى و ليك تا به ابَد * بماند نامِ بلندش به نيكويى مشهور به عرصهء بيان « 1 » كشيده‌اند كه : چون جوانمردى و سخاى حاتم طائى ، جزيرهء عرب تا دار الملك [ 56 ] يمن فروگرفت و طنطنهء انعامش مشهور آفاق شد و بر همهء . . . « 2 » گوشها رسيد ، و صيت سخاوتش به ولايت شام و مملكت روم انتشار تمام يافت ،

--> ( 1 ) . س : بيانه . ( 2 ) . يك كلمه سياه شده و ناخواناست .